باز هم سلام دوستاي خوبم ، واقعا دوست خوب هم نعمتيه كه خدا به هر كسي نميده ،اما من همه جور دوست خوب دارم ، از همه لحاظ.
قرعه كشي جام جهاني هم انجام شد و جالب مجري گري شارليز ثيرون( البته اگه تلفظ اشتباه بود خرده نگيريد) بازيگر اهل آفريقاي جنوبي هاليوود كه به چشم مجري بد نبود! ، و به سلامتي گروه مرگ هم مشخص شد، با اينكه احتمالا برزيل و پرتغال از گروه ميرن بالا اما من ساحل عاج رو خيلي دوست دارم چون قشنگ و محكم بازي ميكنه.
اصل مطلب كه من خواستم درباره ي جام جهاني بگم اين بود كه اين جام جهاني داره تو آفريقا برگزار ميشه
بحث قاره ي افريقا جدا كه همه ميدونيم اوضاعشون چطوره ، اما آفريقاي جنوبي تا 27 سال پيش زير حكومت سفيدپوستان نژادپرست بوده اما با نابودي اين رژيم با رهبري نلسون ماندلا در همين 27 سال كشورشونو ساختند و الان ميزبان جام جهاني هستن ، باز هم نكته اي كه ميخوام بگم درباره ي ماندلاست كه 18 سال زنداني بود و وقتي پيروز شدن و از زندان بيرون اومد به جاي اينكه انتقام اين سالهاي زندان رو از سران رژيم قبلي بگيره ، اولين كاري كه كرد اين بود كه زندانبان خودش رو به عنوان رئيس پليس شهر انتخاب كرد و به مردمش گفت ما همه با هم بايد كشور رو بسازيم و بعدش هم فقط نقش يه رهبر رو به عهده داشت كه وارد اجرائيات نشد و دليل محبوبيتش در كل كشورش و دنيا هم همينه.
البته ما الگوي خوب داريم كسي رو هم كه اين روزها همه ي مدعيان جانشيني اون دربارش حرف ميزنن و مدام از كرامات و بزرگواريهاش ميگن و عوض اينكه خودشونو با اون كه حق هست مطابقت بدن ميگن ما خود اونيم و بقيه بايد خودشونو با ما مطابقت بدن ، و آخر نگرانم كه اگه هم نواده ي علي (امام زمان) بياد، بگن كه اين فرد ضدانقلاب و عامل انگليس و اسرائيله ، دشمن نظامه و معانده و ميخاد جامعه رو به اغتشاش بكشه پس ...
اي كاش ما با اين همه ادعا كمي رهبري مشق ميكرديم تا رياست.
من هم نميخوام منبر برم و موعظه كنم و همه ي اين حرفها تذكري براي خودمه چون همه ي اينها تو زندگي خودم هست اما در مقياس خودم و اگه اصلاحي بايد ايجاد بشه از خودم شروع كردم و جنبش سبزي عليه خودم راه انداختم تا بلكه اصلاح بشه و عنواني هم كه براي متنم در نظر گرفتم نشعت گرفته از همين حركته كه متاسفانه خودسانسوري اجازه نميده دربارش بنويسم .
فعلا.
هميشه اين انتخاب عنوان براي مطلب هام جزو سخت ترين بخشهاي نوشتنم بوده ، چون عنوان نشاندهنده ي فضاي كلي نوشته است ، اما اين آخري ها قبول دارم كه عنوانهاي انتخابي سنخيتي با متن نداشته!
راستش من زياد با اتوبوس سروكار دارم و تقريبا خيلي از عمرم رو تو اتوبوس ميگذرونم و هميشه هم مشغول گوش دادن به هشت تا آهنگ گوشيم هستم و نگاه كردن به اطرافم ( البته وقتهايي كه با سعيد و معين نباشم)، به اين دليل آهنگ گوش ميدم چون حال و حوصله ي غرولند كردن پيرمدها و شنيدن شوخي هاي بچه مدرسه اي ها و صداي بچه هاي كوچيك رو ندارم ، تو پرانتز ميخوام بگم كه هروقت كه دارم از اتوبان افسريه بالا و پايين ميرم عكس خلبانهاي شهيدي رو ميبينم كه از اول شهرك كنار اتوبان شروع و تا آخرش به فاصله ي 100متر از همديگه قرار دارند، ستاري ، ياسيني ، بابايي ، دوران ، نوژه ، فكوري و خلعتبري و ... كه هميشه وقتي چشمم به تصوير عباس دوران كه ميفته بيشتر بهش فكر ميكنم ، نميدونم چرا شايد به خاطر اينكه متفاوت شهيد شد، با منفجر كردن هواپيماش تو يه ساختمون و اينكه جوون بود.
اما از اين گذشته چقدر آدم متفاوت ميبينم كه بعضيهاشون برام جالبن، بعضي هاشون خنده دار و بعضي ها هم قابل تامل!
مثلا اين فروشنده هايي كه ميان از دم شروع ميكنن به تبليغ و فروش ، ديگه بسته به خطي كه سوار ميشم و اينكه اون خط كجاي اين شهر رو به كجاي ديگش وصل ميكنه متفاوتن ، اسكاج ، سفره ، سي دي ، مجله و ... تا فروش فال و آدامس و بيسكويت توسط بچه هاي كار. بعضي هاشون چون پررو هستن ازشون خوشم مياد اما ازشون خريد نميكنم ، شايد چون خصيصم! اما بعضي هاشون شل و ولن و اصلا اصراري نميكنن و معلومه هيچي هم نميشن.
اما بعضي افراد خنده دارن ( البته براي من ) و من يه اخلاق بدي كه دارم اينه كه جلوي خندمو اصلا نميتونم بگيرم حالا هر چيز خنده داري توسط هر كسي باشه مهم نيست ، اگه خنده دار باشه حتما ميخندم ، مثلا تو همين اتوبوس بعضي ها ميان سوار ميشن كه قيافه هاي عجيبي( البته از نظر من) دارن مثلا يكي كلش مث مثلثه و يكي مث ذوزنقه و يكي هم كه انگار كلشو كوبيدن به ديفال و كوفته اي شده . يكي مياد كه ريشاش كثيفه ( ريش كثيف مث ريشاي رضا صادقي كه درستشون نميكنه ) البته يه تبصره داره كه افرادي كه كلاه ميذارن و پالتو ميپوشن و موهاشون هم بلنده از نظر ما هنرمندن اما اگه يكي ديگه باشه يه جور بد قضاوت ميكنيم.
همين امروز يه شخصيت ديگه براي اولين بار كنارم نشست كه يه آخوند بود و هي هم صلوات ميفرستاد ، خب آخوندها هم از نظر تيپ شناسي من مختلفن ، مثلا اين چاقهاشون مثل اديب يزدي و انصاري از نظر من مفت خوردن( اديب يزدي رو مطمئنم و با مدرك) اين جوونهاشون هم كه جوجه آخوندن و بيشتر ساكت اند اما بعدا زبون درميارن اما آخوند خوب هم مث نقويان كه حرفاش رو حسابه و عقل هم تاييدش ميكنه اما بعضي هاشون هم هستن كه زدن تو كار سياست كه مقولش جداست و بايد بيشتر بحث بشه.
اما خب يه سري ديگه هم از افراد تو اتوبوس هستن كه مرموزن و باطنشون هم همينجوريه يعني به قول اسم همين وبلاگ سوسه اند و ، خود سوسه باز يهم دو نوعه:
1- مثبت
2- منفي
نوع مثبت سوسه ميره اما به افراد ديگه اي ضرر نميزنه و اما خب ميشه اسموش محافظه كار هم گذاشت.
نوع منفي سوسه كه فردي است كه به ديگران هم ضرر ميزنه و يه جورايي عمل ميكنه كه تو اصلا نميفهمي چيكارميكنه و وقتي هم بفهمي ديگه كار از كار گذشته.
( چه تعريفهايي ، خوبه برم تو ويكي پديا ثبتش كنم ، اگه تعريفي از سوسه توش نبود)
كه اين سوسه ها فقط تو اتوبوس نيستن همه جا هستن .
مطلب بالا خيلي ظاهر بين شد و شايد خيلي ها بر من هوبخت خرده بگيرن اما شاعر فرموده است:
تن آدمي شريف است به جان آدميت نه ، همين لباس زيباست نشان آدميت
باور كنيد اين ويرگول جاش درسته و سعدي اشتباه گذاشته بوده.
باور كنيد.
تازه ابوسعيد ابوالخير هم تاييد كرده ( من اين ابوسعيد رو خيلي دوست دارم شايد به خاطر اينكه همناميم!) و دارم يه كتابكي ازش ميخونم كه حالا نتايجش رو بعدا اعلام ميكنم.
تماس ، خود خودم.
باي.
محض اطلاع بازديدكننده هاي گرامي بگم كه وبلاگ در IE خراب شده و با فايرفاكس ببينيد بهتره.
البته اشكال از من نيست و فكر كنم از خود بلگفا باشه چون من تموتم تلاشمو براي درست كردنش انجام دادم.
فعلا.![]()
